در اين مقاله پرونده يكي از مفاسد اقتصادي رژيم را برايتان بازگو مينمايم، طنز تلخ و شرمگينانه اي كه در گوشه گوشه اين كشور ميتوان نمونه آن را يافت.
شايد هنوز خيلي از مردم از چگونگي واگذاري معادن كشور به بخش خصوصي بيخبر باشند. اگه بطور خلاصه بخواهم آن را براي شما بازگو كنم قطعا يك معدن بسيار سود ده به هيچ فرد عادي با هر سرمايهاي واگذار نخواهد شد و اربابان جديد اين معادن كساني جز فرماندهان سپاه و مسئولين رده بالاي نظام نخواهند بود.
اما واگذاري معادن دستهچندم به بخش خصوصي هم حكايتي دارد، اگر شما يك سرمايهدار باشيد و قصد كسب امتياز يك معدن را داشته باشيد در صورت قبول پيشنهاد شما! ليستي ده يا بيست نفره از مسئولين بلندپايه يا سرداران سپاه يا روحانيون به شما پيشنهاد ميشود كه ميبايد يكي از اين مسئولين را به رايگان و بدون هيچ پرداخت حق شراكتي بعنوان شريك خود انتخاب نموده و ماه به ماه حق شراكت آنها را پرداخت نماييد!
افرادي چون آيت الله يزدي، آيت الله امامي كاشاني، آيت الله جنتي، چند از مراجع حكومتي مثل حضرات نوري همداني و مكارم شيرازي و و حتي آخوندكهايي مثل قرائتي و بدتر از آن در پروژههاي كوچك تر حتي نام مداحان را در اين ليستها براحتي ميتوان يافت!
اما برگرديم به داستان خودمان!
كارخانه سنگ نيريز، متعلق به يكي از شهرستانهاي استان فارس بنام «نيريز» است كه چند سالي است به بخش خصوصي واگذار شده است كه البته حضرت آيتالله امامي كاشاني امام جمعه نامحترم تهران نيز اندك سهمي! از اين كوه گنج برخورداند و يا بعبارت ديگر يكي از شركاي اصلي اين معدن (آنهم به رايگان)! محسوب ميشوند.
ماجرا از اينجا شروع شد كه اهالي شهرستان نيريز كه ميبينند با كمبود مصالح ساختماني و بخصوص سنگ در ساخت و سازهاي خود مواجه هستند و اين در حالي است كه تمام مواد استخراجي از معدن به خارج از استان يا به كشورهاي حوزه خليج فارس صادر ميشود؛ بنابراين تصميم ميگيرند حداقل اندكي از محصول اين معدن را سهم شهرستان خود نمايند.
در بين مردم شهرستان نيريز جانبازي زندگي ميكند كه البته خود از خانواده شهد نيز هست. اين جانباز كه پاي خود را در جنگ تحميلي از دست داده است از افراد بسيار مورد اعتماد و مورد احترام مردم اين شهرستان است و علاوه بر آن در طول سالهاي حيات جمهوري اسلامي، از اعضاي بسيار فعال در سازمانهاي چون بسيج، سپاه بوده است و از معدود كساني است كه با وجود التزام عملي به ولايت فقيه و رهبري و با وجود اعتقاد عميق به جمهوري اسلامي، همچنان محبوب دل مردم باقي مانده است!
مردم اين شهرستان كه از ماجراي بي عدالتي سياست مسئولين «معدن سنگ نيريز» به تنگ آمده بودند به اين شخص جانباز مراجعه مينمايند تا رهبري آنان را به واسطه نفوذ و احترامي كه بين حكومت و مردم داشت، در اين حركت اعتراضي به عهده بگيرد و اين جانباز نيز بواسطه روحيه عدالتخواهانه خود اين مسدوليت را قبول ميكند.
تلاشهاي قانوني جناب جانباز كه گويا هنوز جمهوري اسلامي را مهد عدل و مدينه فاضله ميپنداشت،به جايي نرسيد.
گويا او قدرت شخصي مثل اماميكاشاني را ناديده گرفته بود و شايد چنين چيزي در جمهوري اسلامي باور نداشت!
بالاخره صبر جانباز تمام مي شود و با همراهي مردم چند كامبون حامل محصولات سنگ معدن را متوقف، و با تخليه بار كاميونها در مسير معدن، شرط بازگشايي مجدد جاده را فروختن درصدي از محصولات معدن به اهالي خود شهرستان نيريز عنوان ميكند!
اما مسئولين معدن نيز دست روي دست نميگذارند و جناب آيتالله اماميكاشاني را در جريان آنچه اتفاق افتاد قرار ميدهند و درست فرداي اين حادثه، نيرويهاي ويژه ضد شورش با خودروهاي مجهز به شهرستان «نيريز» حجوم آورده و با بيرحمي تمام جمعيت را متفرق كرده، سركردگان را بازدداشت و جاده را بازگشايي مينمايند.
اما شايد بپرسيد پس سرنوشت آن جانباز به كجا انجاميد؟
اهالي محل كه هنوز به قدرت نفوذ نماينده خود و جانباز جنگ تحميلي اميد داشتند اندك اميد خود را از دست دادند وقتي نيروهاي ويژه ضد شورش طي حركتي از قبل برنامهريزي شده به منزل اين بسيجي جانباز فدايي رهبر حجوم بردند و با حركات و القاب بسيار زننده و ركيك در حضور مردم، او را ميمون خطاب كرده و با حركات و رفتارهاي بسيار تحقير آميز، درسي به او و همفكرانش بدهند كه ديگر پا را از گليمشان دراز نكند!
و البته تنها كاري كه از دست مردم خوشغيرت نيريز برآمد نقل اين ماجرا در سطح وسيع هست كه نمونه اي را در همين مطلب مشاهده نموديد.
من شخصا شجاعت اين جانباز رو تحسين ميكنم و اميدوارم مسير خودش و از اين جكومت سرتاسر فريب و ريا جدا كند.
شايد هنوز خيلي از مردم از چگونگي واگذاري معادن كشور به بخش خصوصي بيخبر باشند. اگه بطور خلاصه بخواهم آن را براي شما بازگو كنم قطعا يك معدن بسيار سود ده به هيچ فرد عادي با هر سرمايهاي واگذار نخواهد شد و اربابان جديد اين معادن كساني جز فرماندهان سپاه و مسئولين رده بالاي نظام نخواهند بود.
اما واگذاري معادن دستهچندم به بخش خصوصي هم حكايتي دارد، اگر شما يك سرمايهدار باشيد و قصد كسب امتياز يك معدن را داشته باشيد در صورت قبول پيشنهاد شما! ليستي ده يا بيست نفره از مسئولين بلندپايه يا سرداران سپاه يا روحانيون به شما پيشنهاد ميشود كه ميبايد يكي از اين مسئولين را به رايگان و بدون هيچ پرداخت حق شراكتي بعنوان شريك خود انتخاب نموده و ماه به ماه حق شراكت آنها را پرداخت نماييد!
افرادي چون آيت الله يزدي، آيت الله امامي كاشاني، آيت الله جنتي، چند از مراجع حكومتي مثل حضرات نوري همداني و مكارم شيرازي و و حتي آخوندكهايي مثل قرائتي و بدتر از آن در پروژههاي كوچك تر حتي نام مداحان را در اين ليستها براحتي ميتوان يافت!
اما برگرديم به داستان خودمان!
كارخانه سنگ نيريز، متعلق به يكي از شهرستانهاي استان فارس بنام «نيريز» است كه چند سالي است به بخش خصوصي واگذار شده است كه البته حضرت آيتالله امامي كاشاني امام جمعه نامحترم تهران نيز اندك سهمي! از اين كوه گنج برخورداند و يا بعبارت ديگر يكي از شركاي اصلي اين معدن (آنهم به رايگان)! محسوب ميشوند.
ماجرا از اينجا شروع شد كه اهالي شهرستان نيريز كه ميبينند با كمبود مصالح ساختماني و بخصوص سنگ در ساخت و سازهاي خود مواجه هستند و اين در حالي است كه تمام مواد استخراجي از معدن به خارج از استان يا به كشورهاي حوزه خليج فارس صادر ميشود؛ بنابراين تصميم ميگيرند حداقل اندكي از محصول اين معدن را سهم شهرستان خود نمايند.
در بين مردم شهرستان نيريز جانبازي زندگي ميكند كه البته خود از خانواده شهد نيز هست. اين جانباز كه پاي خود را در جنگ تحميلي از دست داده است از افراد بسيار مورد اعتماد و مورد احترام مردم اين شهرستان است و علاوه بر آن در طول سالهاي حيات جمهوري اسلامي، از اعضاي بسيار فعال در سازمانهاي چون بسيج، سپاه بوده است و از معدود كساني است كه با وجود التزام عملي به ولايت فقيه و رهبري و با وجود اعتقاد عميق به جمهوري اسلامي، همچنان محبوب دل مردم باقي مانده است!
مردم اين شهرستان كه از ماجراي بي عدالتي سياست مسئولين «معدن سنگ نيريز» به تنگ آمده بودند به اين شخص جانباز مراجعه مينمايند تا رهبري آنان را به واسطه نفوذ و احترامي كه بين حكومت و مردم داشت، در اين حركت اعتراضي به عهده بگيرد و اين جانباز نيز بواسطه روحيه عدالتخواهانه خود اين مسدوليت را قبول ميكند.
تلاشهاي قانوني جناب جانباز كه گويا هنوز جمهوري اسلامي را مهد عدل و مدينه فاضله ميپنداشت،به جايي نرسيد.
گويا او قدرت شخصي مثل اماميكاشاني را ناديده گرفته بود و شايد چنين چيزي در جمهوري اسلامي باور نداشت!
بالاخره صبر جانباز تمام مي شود و با همراهي مردم چند كامبون حامل محصولات سنگ معدن را متوقف، و با تخليه بار كاميونها در مسير معدن، شرط بازگشايي مجدد جاده را فروختن درصدي از محصولات معدن به اهالي خود شهرستان نيريز عنوان ميكند!
اما مسئولين معدن نيز دست روي دست نميگذارند و جناب آيتالله اماميكاشاني را در جريان آنچه اتفاق افتاد قرار ميدهند و درست فرداي اين حادثه، نيرويهاي ويژه ضد شورش با خودروهاي مجهز به شهرستان «نيريز» حجوم آورده و با بيرحمي تمام جمعيت را متفرق كرده، سركردگان را بازدداشت و جاده را بازگشايي مينمايند.
اما شايد بپرسيد پس سرنوشت آن جانباز به كجا انجاميد؟
اهالي محل كه هنوز به قدرت نفوذ نماينده خود و جانباز جنگ تحميلي اميد داشتند اندك اميد خود را از دست دادند وقتي نيروهاي ويژه ضد شورش طي حركتي از قبل برنامهريزي شده به منزل اين بسيجي جانباز فدايي رهبر حجوم بردند و با حركات و القاب بسيار زننده و ركيك در حضور مردم، او را ميمون خطاب كرده و با حركات و رفتارهاي بسيار تحقير آميز، درسي به او و همفكرانش بدهند كه ديگر پا را از گليمشان دراز نكند!
و البته تنها كاري كه از دست مردم خوشغيرت نيريز برآمد نقل اين ماجرا در سطح وسيع هست كه نمونه اي را در همين مطلب مشاهده نموديد.
من شخصا شجاعت اين جانباز رو تحسين ميكنم و اميدوارم مسير خودش و از اين جكومت سرتاسر فريب و ريا جدا كند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر